چی داره به سرمون میاد؟



از دیشب تا به حال هم صدای گریه و زاری زن عمویم توی گوشم است و رهایم نمیکند. دیشب زنگ زد و گفت : " صد تومن داری بهم قرض بدی؟ " ... صد تومن؟ آخه صد تومن؟
این چه وضع روزگاره؟ زن عموم بازنشسته وزارت راهه. خونه داره و مستاجر نیست و خوشبختانه نباید اجاره خونه بده. اما باید انقدر بی پول بشه؟ که زنگ بزنه به برادر زاده شوهرش و گریه کنون تقاضای پول کنه و بگه چند روزه که هیچی پول نداره و هیچی ندارن بخورن؟ تف به این زندگی.

از اون طرف همون دوست حمید که عمل داشت و بعد از عملش چند روز خونه ما بود میگفت شش ماهه حقوقشون رو ندادن. اونم بازنسشته س و یک عمر کتابدار و استاد دانشگاه و رئیس کتابخانه های بزرگ این مملکت بوده.


/ 4 نظر / 30 بازدید
ندا

متاسفانه داریم به قهقرا میریم...[خنثی] بابت نوین تان خوشحال شدم.تبریک.[گل]

ياسمين

اندكى صبر ، سحر نزديك است

فروغ

خیلی دردناکه کتا :( . این دو سه روزه هی گاه و بیگاه یاد این نوشته ات افتادم و دلم گرفت..

زندگی

آبروی طرفا بردی که....