فکرهایم کو؟

می‌دانید؟ حقیقت این است که من دیگر وبلاگ نمی‌نویسم. نه این‌که این تصمیم جدیدی باشد، مدت‌هاست که دیگر وبلاگ نمی‌نویسم. تقریباً از همان وقت که وبلاگم یکی از ده کاندید دویچه وله شده‌بود بی‌خود بی‌جهت. بعد از آن دائم وبلاگ‌های دیگران را که می‌خوانم حس می‌کنم من حق همه را خورده‌بودم و باید شرافت‌مندانه خودم را کنار می‌کشیدم. اما آن موقع جوگیر شده‌بودم و مذبوحانه سعی در تبلیغ خودم هم داشتم. الان یادآوری‌اش برایم اسباب خجالت است.

گذشته از همه این حرف‌ها، حس می‌کنم دارم به یک سکوت نهایی نزدیک می‌شوم. اینکه آدم بنشیند و برای خودش بنویسد، یا کسی را داشته باشد که برایش حرف بزند، ناشی از این است که ذهنش پر از سر و صدا باشد.

فکرهایی که مثل نخ های رنگ وارنگ در هم و برهم شده باشند و آدم با نوشتن یا حرف زدن بخواهد آرام آرام این نخ ها را ازهم جدا کند. سرخ را طوری که گره نخورد یواش یواش باز کند و مرتب بپیچد،تا شکل یک توپ شود. سبز را همینطور، زرد را ... الان توی سر من یکی دو تا نخ نپیچیده بیشتر نمانده. آن‌ها هم دیگر خطر گره خوردن ازشان گذشته. همینطوری ولشان کرده ام به امان خدا. در واقع گذاشته‌ام برای وقتی که حوصله‌ام سر رفت و خیلی بی‌کار بودم، که خیلی آرام و با طمأنینه بپیچمشان.

/ 8 نظر / 12 بازدید
سوسن جعفری

کتایون عزیزم. کاش نروی سمت سکوتِ مطلق. نمی‌دانم چرا حس می‌کنم این گوشه‌گیری برایت خوب نباشد ...

عبدالله سالاري

اين پريشان احوالي موقتيست اگر از نوشتن خسته شده ايد استراحت كنيد و دوباره با انرژي بيشتري شروع كنيد نه اينكه مثل سيل يكدفعه شروع و يكدفعه آن را كنار ميگذاريد.

ترانه

لزومی نداره در موردش از پیش تصمیم بگیری. هر وقت نوشتنت اومد بنویس. اینجا خونه ات هست نه؟

مونا

چه تشبیه جالبی کردی در مورد نخها و پیچیدگیهاشون من هم چند وقت پیش همین تشبیه اومد به ذهنم که برای من با مشاور صحبت کردن به طور منظم این حالت رو داره که انگار کلافه پیچ در پیچ رو یکی با دستهاش نگه داشته که از این پیچیده تر نشه ،بعد یواش یواش گره ها رو باز کنی در ضمن این که گفتی نامزد مسابقه دویچه وله شده بودی ،خودتو با وبلاگهای دیگه از چه نظر مقایسه میکنی؟وبلاگ تو خیلی دلنشینه ...تو نویسنده خوبی هستی...کاشکی کتاب هم مینوشتی

مجید

سلام.خوانندگانی که با شوق میایند و با ارزوی یک پست جدید اخیرا تا ده ها روز وبلاگ تان را چک میکنند در کجای این تصمیم قرار دارند و سهمشان چیست؟

نسیم

ما به همون نوشته های گاه بیگاه هم راضی ایم. از ما نگیرشون

Elham

اگردلتان خواست از همین سکوت بنویسید. زیبا مینویسید. من بازهم منتظرمیمانم.

sherry

[گل]