مسافران :)

 شنبه

خب ما مسافر شدیم. ما یعنی من ونوین. من از هفت سالگی تا الان از کشور خارج نشده‌ام. نوین که از بدو تولد پا از خاک میهن بیرون نگذاشته. بنابراین این سفر برای هر دومان هیجان انگیز است.
روزپنجشنبه از سفارت تماس گرفتند و گفتند برای هردویتان ویزا صادر شده. بیمه سفرتان را فراهم کنید و بیایید ویزا هایتان را بگیرید.

امروز رفتیم کار بیمه را انجام دادیم. گواهینامه ام را هم بین المللی کردم. تصمیم دارم یک کار هیجان انگیز هم انجام بدهم و آن اینکه آنجا ماشین کرایه کنم و راه بیافتم از جنوب اتریش تا شمال آلمان رانندگی کنم و شهر به شهر به دیدار اقوام و دوستان و آشنایانی که داریم برویم. هم فال و هم تماشای واقعی. حالا این ها خواب و خیال است. چقدرش به واقعیت تبدیل شود را نمیدانم! چیزی که میدانم اینست که ما شنبه نوزده مرداد بلیط رزرو کرده ایم. و اگر بلیطمان اوکی شود، ساعت نه شب می‌رسیم وین.




/ 4 نظر / 18 بازدید
شادی

چقدررر خوب و عااالی :) تبریک! [هورا] اما چه جالب، من دم سفارت دیده بودم که خیلی‌ها وقتی برای گرفتن پاسپورت میان، هنوز نمی‌دونند که ویزا گرفتند یا نه. برام جالبه که نوشتی باهاتون تماس گرفتند، شاید نوع ویزا فرق می‌کنه.

بهمن

[گل][لبخند][دست][گل]

غزل

خانه ی واقعن زیبایی بود.

پیمان

با خوندن وبلاگ شما بار دیگر به شفابخشی نگارش پی بردم آفرین به این نظم و انضباط فکری و کاری که شکل تناوبیش در کناره بلاگ نقش بسته ... زیر تیتر آرشیو مزاحم نمیشم! منو جستجو برای عبارت »موج ز خود رفته« به وبلاگ شما کشید و سوژه آلزهایمر منو با داستان مادر و پدرتون میخکوب کرد. داستان تلخیه داستان پیری و فرسودگی ... ولی در اصل مجبورم همراه تشکر و آرزوی سلامتی به شما هشدار هم بدم که »شما زمانی میتونین شش ماه با گواهینامه بین المللی در آلمان رانندگی کنید کــــــــه دستکم 185 روز در سال ساکن آلمان باشید« نه مسافر و بدون آدرس معین. این آدرس معین کلیدی است ! برای ارجاع مشکلات احتمالی. امیدوارم ضد حال من را ببخشید ! انگیزه اطلاع رسانی بود هنگام قدردانی