این که مهم نیست!


یک طوری شده‌ام که انگار حرف‌هایم را زنده‌زنده توی قبر می‌گذارم و بیل بیل خاک می‌ریزم رویشان.

هر چه می‌خواهم بگویم،قبلش یک نفر توی سرم می‌گوید:" این که مهم نیست! " بعد اصلا برای پروراندنش دیگر حتی بهش فکر هم نمی‌کنم.


تیک تاک تیک تاک... زمان می‌گذرد. می‌گذرد مقدس! هیچ چیز نمی‌ماند. هیچ چیز! نه حرف نه صدا. تنها شاید سکوت بماند و بس.



/ 8 نظر / 36 بازدید
توفیق صحرا

سلام. خسته نباشید. وبلاگتان قابل تأمل و تاثیرگذار است. زیرا آدمی را به فکر و اندیشه فرو می برد. برایتان آرزوی توفیق و سلامتی دارم. در پناه خدا باشید[گل]

الهام

می‌دونم چی میگی. یکی از مشکلات سر راه من در وبلاگ نویسی

الهام

می‌دونم چی میگی. یکی از مشکلات سر راه من در وبلاگ نویسی

امیرحسین شمس

اگر فکر کنی که یک چیزی استثنایی است و مهم نیست ذهنت شروع می کند به کلک زدن و همینطور برای تو اثبات و استدلال می اورد به ذهنت زیاد رو نده ، پر رو که بشود نمی شود جلویش در آمد ، کاری را که از ته ته قلبت فکر می کنی درست است همان را انجام بده ، اگر هم فکر می کنی حرف هایت زنده به گور دارند می شوند، نبش قبرشان کن! بعد بیا همینجا بنویس "ما" می آییم و می خوانیم و خوشحال می شویم از خواندنشان ،پس هر زمانی توانستی بنویس "ما" هم خوشحال می شویم هر دو تاییمان وبلاگت را دوست داریم هر دوتاییمان، می ایم و از ارشیوت یک ماهی انتخاب می کنیم و برای هم می خوانیم و کلی ذوق می کنیم. هر زمان بنویسی ما هستیم ما خوشحال می شویم : هر دو تاییمان. :-)))))

Igno

[گل]

گیلاس آبی

شاید حرف ها برای عده ای مهم نباشه ولی واسه خودمون که بوده!!

لباموز

مهم توپی. که مانده ای و می مانی. همه ی معنای حیات همین است.

امیرحسین شمس

کم پیدایی؟ من سوفی رو مشغول کردم به اینترنت اصن یه وضی درس شده باید با جرثقیل جابجاش کنم.