آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

ماه تمام

 

معصومه عزیز

کتابت امروز به دستم رسید و چقدر مفتخر و خوشحالم از داشتنش

هزار بار تبریک

خسته نباشی

و به امید اینکه کتاب های بعدی ت رو هر چه زود تر در دست داشته باشیم

+ کتا ; ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢
comment نظرات ()

شهر شیشه ای

مطلب زیر را من ننوشته ام. درباره اش نوشته اند. از اینجا آوردمش. چرا که من هم بیشتر از این به ذهنم نرسید.

. به جهت ثبت در تاریخ فقط می نویسم که امروز شهر شیشه ای را تمام کردم. یعنی تنها که نه! با یک دوست عزیز که سعی کرد مرا از بازی نجات بدهد و موفق هم شد که من همینجا ازش تشکر می کنم.

(البته سرعت اینترنت این روزها و از کار افتادن فلش پلیر هم همه دست به دست دادند تا بالاخره من بعد از مدت ها یک کتاب بدست بگیرم. !!)

هم کتابخوانی تجربه ی شیرین و جالبی بود. با هم کتاب را شروع کردیم و تقریبا روزی سی صفحه خواندیم و نه از یکدیگر جلو زدیم نه عقب ماندیم. خوبست که می دانی وقتی داری کلماتی را می خوانی دیگری هم همین حدود را دارد می خواند.

از فردا می رویم سراغ داستان بعدی اش : ارواح. هر که دوست داشت توی این هم کتابخوانی همراهی مان کند باعث خوشحالی است.

 

رمان «شهر شیشه ای»سرشار از بازی های زبانی است. کاراکترهای آن به دنبال طرح ریزی تقدیر خود در چشم اندازهای زبان ناب و رویا هستند.در این رمان همه ی دعویات حقیقت مندی و حساسیت فوق العاده نسبت به این نگرش که واقعیت و عینیت مفروضاتی مسلم هستند؛ بی اعتبارشده و اعتقاد بر آن است که؛ ساخت هایی اجتماعی و زبان شناسانه اند که شیوه نگریسن را تعیین می کند و اگر زبانی وجود نداشته باشد نمی توان فکر کرد و اشیاء را از هم تشخیص داد.

پل استر به خلق فراداستانی درباره ی هویت پرداخته است .شخصت داستان فاقد هرگونه منش ثابت هست؛ بدین معناکه شخصیت رمان در روند داستان از زندگی خود و هویت خود دور می شود و هویت-های تازه می گیرد.(کوئین.ویلسون.ورک.استر.استیلمن) دغدغه چندگانگی دیدگاه ها و شیوه ادراک، همراه با ترس از نبود هویتی ثابت همواره برای کاراکتر آن وجود دارد

عمق پوچی، سرگردانی، گمراهی، یاس، خود ویرانگری و نومیدی شخصیت ها و اضطراب وجودی شان کاملا محسوس است و به چشم می خورد. واقعیت در این رمان پاره پاره شده و پریشانی فضای بیرونی که مختص به زندگی شهری و مدرن است به خوبی به تصویر کشیده شده است.اهمیت یافتن ذهنیت کنشگر که خصیصه مهم مدرنیته است در شخصیت های رمان وجود دارد و دنیای زبان، رویا ، خاطره و به آزمون کشیدن ماهیت تجربه ی ذهنی از اهمیت زیادی برخوردار است.

اشاره به هرج و مرج جهان، فقدان نظم و وابستگی به رویدادهای پیش بینی ناپذیر و تصادفی.اهمیت گمگشتگی در شهر، پرسه زنی و لذت بردن کنشگران در غریبه بودن در زندگی شهری در چند جای رمان ذکر شده.عدم قطعیت بهت آوری شخصیت رمان را فراگرفته بود؛ به طوری که شک و تردید وی را فرا می گیرد و حتی شخصیت داستان نمی دانست که چه کاری به انجام دادنش می ارزد.

اهمیت اوقات فراغت در زندگی شهری، وقت شناسی و برنامه ریزی در کارها مختص شهرنشینی است.همین طور آگاهی از اطلاعات در شهر _ که خصیصه آن تغییر مداوم می باشد_ سوژه اجتماعی مدرن است که معنی پیدا می کند.

 

استر، پل. سه گانه نیویورک.ترجمه شهرزاد لولاچی و خجسته کیهان.1384.نشر افق

+ کتا ; ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٦
comment نظرات ()

شهر شیشه ای و ... (یک)

 

شهر شیشه ای و جمله هایی که  چشمم بیشتر از معمول  مرا روی آنها  نگه داشته:

 

- اصل خودِ داستان است و اینکه معنی در کار باشد یا نباشد، اصلا ربطی به روایت آن ندارد.

 

 

شهر شیشه ای - فصل ١ - صفحه ۶

 

+ کتا ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱۳
comment نظرات ()

"سهم من" نوشته پرینوش صنیعی

 

"سهم من" نوشته پرینوش صنیعی رمان خوبی بود که علاوه بر جاذبه ی زیادش، به نظر من  ارزش خواندن را داشت.

هر چند که بعضی مسائل تاحدودی اغراق شده به نظر می آمدند اما اگر نیم قرن اخیر را در ایران پشت سر گذاشته باشیم می دانیم که به وقوع پیوستنشان چندان هم دور از ذهن نبود.

 از این دوران باید رمان های بیشتری نوشته شود. هر چه نباشد، بخش غم آلوده ای از واقعیت های تاریخ سرزمین و مردم ماست. سال های تلخی که گاه سخت تر و گاه سهل تر ، اما ما مردمان ِ این دوران، همه آن را گذرانده ایم...

من چاپ چهاردهمش را خواندم. انتشارات روزبهان چاپ کرده و در ۵٢۵ صفحه ،وقتی من خریدم، قیمتش ۴۵٠٠ تومان بود.

لینک یک مصاحبه با پرینوش صنیعی در رابطه با همین کتاب

+ کتا ; ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢۳
comment نظرات ()