آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

بات

.

-اگرچه غنیمت است، اما-

بد نبودن 

برای خوب بودن

کافی نیست

.

+ کتا ; ٧:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢۳
comment نظرات ()

پس‌فردا

 

اخبار را نگاه می‌کنم. دلم کمی شور می‌زند. فردا نه، پس‌فردا... 

 

 

 

+ کتا ; ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢۳
comment نظرات ()

آن وقت...

.

این هم احساس بدی نیست که آدم حس کند هر آنچه که گفتنی داشته را تا به حال گفته. 

آن وقت می تواند تا آخر عمر با خیالی آسوده ساکت بماند. 

.

.

 

+ کتا ; ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/۸
comment نظرات ()

همه حرف ها

 

 

آدم باید به جایی برسد که همه حرف ها را بتواند به همه آدم ها بگوید

 

 

 

+ کتا ; ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۱٢
comment نظرات ()

تنها نمی گذاریم از ترس آنکه تنها نمانیم

 

من این "تنها نگذاشتن" از ترس ِ"تنها نماندن "را دوست ندارم....

+ کتا ; ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٦
comment نظرات ()

با یک صدای خوب

 

استراحت مطلق
افسردگی مطلق
اختناق مطلق
صفر مطلق


شک نکن ! این ها همه از مغز خودم تراوش کرده!
این هم می شود ترجیح بندش!
بایستگی مطلق
شایستگی مطلق

بعدش یک آه طولانی که من غم دارم
نم دارم
کم دارم
سم دارم

شک نکن!
این ها همه از مغز خودم تراوش کرده و می تواند تا ابد ادامه داشته باشد
سختی مطلق
بدبختی مطلق
آنچه که گریبان خلق را گرفته و اندوهی که مثل تخمه بین فقرا قسمت شده تا بشکنندش


شک نکن!
این ها همه از مغز خودم تراوش کرده
با یک صدای خوب دکلمه اش کن

+ کتا ; ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢۸
comment نظرات ()

تماشاگر این را نمی داند

 

انسان گاه خودش هم خود را نمی فهمد. و این هنگامی ست که اصولا چیزی برای فهمیدن وجود ندارد.

اینطور وقت ها برای فهمیدن نباید اصرار ورزید اما مشکل اینجاست که تماشاگر این را نمی داند و می پندارد که ایراد از اوست!

 

 

+ کتا ; ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٦
comment نظرات ()

دلهره

 

‌رسیده ایم...؟

- به گرداب -

... نرسیده ایم هنوز؟

 پس این سرگیجه برای چیست؟...

 

 

 

+ کتا ; ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۱٦
comment نظرات ()

 

 

این رفته بود توی سرم مثل صفحه ی گرامافون مدام می چرخید، نوشتم اش که از دستش راحت بشم...

 

 

 

+ کتا ; ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٢
comment نظرات ()