بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
فردا یعنی کسی می آید؟ شور و شوقی هست هنوز؟ روز مهمی خواهد شد ؟ یا نه ؟
...مثل همین روز های گرم و طولانی و خفه کننده و ترس آور ، یاس آمیز و تلخ خواهد گذشت ؟
مردم کجا هستند ؟