آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

چند خط همنجوری مختصر و مفید !

 

یک - امروز حالم خوب است و پر از امیدم.

از خواندن آخرین بیانیه رئیس جمهورمان حس شیرینی دارم.

حمید هم صبح رفت با یکی از اقوام که حقوقدان بزرگی است درباره کار ساختمان مشورت کرد و او هم بطور قطع گفته حق با ما است و این هم جای خوشحالی دارد.

مادر از روز سه شنبه پیش من هستند و وقتی مادر اینجا هستند دلم آرام ِ آرام است. سارا خانم رفته شهرستان که دخترش را بیاورد. مادرش بعد از سکته ی پدرش گفته که از عهده نگهداری بچه بر نمی آید. گفتم دخترش را بیاورد و یک کسی توی دلم می گوید که از این بچه حمایت کنم.

دو - برای روزنامه جان 

من از صمیم قلب معتقدم آدم ها در مسیر زمان جای تغییر و پیشرفت دارند و آقای سازگارا یکی از این انسان هاست که تمام عمرش در مسیری رو به رشد بوده. یکی از نمونه های بارز آب جاری ست که جوشان و خروشان است که آب ساکنی مثل مرداب نباشد. او نه تنها خارج از گود نیست بلکه از خیلی از ما ها هم شجاعانه تر در داخل گود می رقصد. مگر نمی دانیم این دولت چطور حتی خارج از این مرز هاهم به ترور ها پرداخته ؟ مگر یادمان رفته که خودش چند سال پیش زندانی بود و آنچنان اعتصاب غذا کرد که با مرگ فاصله ای نداشت؟ به نظر من نهایت وطن پرستی و شجاعت اوست که یک عمر دانشش را در اختیار ما می گذارد تنها برای این که قدمی در این جاده سبز برداشته باشد و به قول خودش در بضاعت خودش حلقه ای از این زنجیره سبز آزادیخواهی باشد. من دوستش دارم و بهش احترام می گذارم.

سه - صحبت های روز چهارشنبه را هم دریافت کرده ام اما نمی دانم هنوز هم آیا افرادی هستند که از طریق این وبلاگ متن پیاده شده صحبت های روزانه ایشان را دنبال می کنند یانه ؟

اگر چنانچه راه دیگری برای دسترسی به متن ها و فیلم ها و یا صدای فیلم ها ندارید و پاسخ مثبت است لطفا کامنت بگذارید که ادامه بدهم.

 

 

 

+ کتا ; ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱۱
comment نظرات ()