آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

گزارش از راهپیمایی روز سه شنبه بیست و شش خرداد

 

خوشبختانه در یک پاتک خیلی حساب شده و سریع، حساب طرفدار های سبز از بقیه جدا شد و همگی رفتیم ونک و قرار بود تا مقابل صدا و سیما برویم. همچنین خوشبختانه علی رغم تمام تبلیغات منفی برای این راهپیمایی و ترساندن افراد باز هم تعداد شرکت کننده ها خیلی زیاد بود و همچنان همه شگفت زده ی این همه آدم های سبز بودند.

از سر میرداماد بطور پیوسته و متراکم تا مقابل صدا و سیما پر از سبز های ساکت بود با انگشت هایی به نماد امید به پیروزی در هوا.


مقابل صدا و سیما همه نشسته بودند. قصد، اعلام یک اعتراض مسالمت آمیز به سازمان صدا و سیما بود. جمعیت ثانبه به ثانیه زیاد تر می شد اما آرامش همچنان حفظ بود. ما رفتیم بالاتر که ببینیم جمعیت تا کجا رفته و ما تا سر پارک وی رفتیم اما جمعیت بالاتر هم رفته بود و بعد برای اینکه دامنه ی آن از ونک پایین تر نرود، شروع کردند به بالاتر رفتن. ما دیگر بالاتر نرفتیم و برگشتیم سمت پایین و جمعیت همچنان خستگی ناپذیر و آرام و شاد از دیدن هم دیگر تا میدان ونک که ما برگشتیم بالا می آمدند. نماد زیبایی از خستگی ناپذیری و استواری و حمایت جمعی همشهریان ما بود. رسیدن به این بلوغ جمعی در راه برگشت اشک در چشم هایم جمع کرده بود.

+ کتا ; ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٧
comment نظرات ()