آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

 

.

.

.

.

.

دلم گرفته. فعلن همین.

 

+ کتا ; ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٤
comment نظرات ()