آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

اولین یادداشت سال نو - "این چند ساعت "

الان سال، تحویل شده اما هنوز اول فروردین نیست. سال تحویل شده یعنی سی ام اسفند به پایان رسیده و زمستان تمام شده و  این یعنی بهار شروع شده. درحالی که فردا اول فروردین می شود. این چند ساعت مابین پانزده و سیزده دقیقه تا بیست و چهار این وسط بلاتکلیف هستند.

راستش من کلی روزشماری کرده بودم که بتوانم توی تقویم جدیدم روزانه نویسی کنم چون چند ماه است که دفترچه ام تمام شده و دفترچه ی دوست داشتنی دیگری در ابعاد آن پیدا نکرده بودم و منتظر بودم سال تمام شود که بیایم توی این تقویم بنویسم. حالا سال تمام شده و بالای این صفحه هم نوشته" شنبه اول فروردین " ولی الان هنوز جمعه است!

 من این چند خط را اگر نمی نوشتم  خوابم  نمی برد ! حالا نصف همین صفحه را هم می گذارم برای فردا. به جیره بندی و قانع بودن به سهم اندک ، عادتمان داده اند. و از قناعتمان همیشه به خودمان افتخار هم کرده ایم. پس چی؟!

+ کتا ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۳٠
comment نظرات ()