آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

سفید

از" آن طرف" هی فشار می آورند که "پایان کار" چی شد؟ "تفکیکی کی حاضر میشه ؟" "سند کی می دین دست ما؟"  از این طرف می گوییم برای انجام این کارها پول لازم است و هیچ عکس العمل امید بخشی نشان نمی دهند!

امروز یک خانم مهندسی که ما کار اخذ گواهی پایان کار را بهش سپرده ایم همراه با کارشناس از طرف شهرداری آمده بودند برای بازدید ساختمان و چون ساختمان ما هم  مثل همه ی ساختمان های دیگر کمی تا حدودی خلافی دارد، و باید این خلافی توسط  کارشناس تاجایی که ممکن است ندیده گرفته شود، قرار شده سه میلیون تومان رشوه بگیرد تا چشم هایش بتواند ببند و گزارش بدهد. این مبلغ عالی است و طرف چون جوان و تازه کار است با این مبلغ رضایت داده چون کارشناس قبلی که آدم مسن و با تجربه ای بود آمده بود قیمت را بیست میلیون اعلام کرده بود.

خانم مهندس مذکور برای اینکه نهایت حسن نیتش را هم به ما و هم به کارشناس جوان نشان دهد دست کرده توی جیبش و چهارصد هزار تومان هم از جیب خودش پیش پرداخت داده به طرف. به این خیال که ما هم به نوبه ی خود دست می کنیم توی جیبمان و محترمانه پولش را پس می دهیم! و تازه قرار شده یک و نیم میلیون هم تا یکشنبه بهش بدهد.

خب. این "اقدام" از طرف ما!

 حالا نوبت "آن طرف" است که پول را جور کنند که بشود رشوه را داد و گزارش را گرفت. که" آن طرفی ها" هر کدام یک گوشه ی دنیا نشسته اند و فقط دستور می دهند و بس.

توی جلسه بطور کلی حرف این شده بود که برای کارهای اخذ پایان کار و تفکیکی پول لازم است و داور به حمید فرمود که باید از شهرداری فیش بیاوری بدهی به من که من به بقیه اعلام کنم که طبق این فیش ، این مقدار پول بپردازند!

من نمی دانم فیش رشوه را کجا صادر می کنند؟!  

 

 

+ کتا ; ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٤
comment نظرات ()