آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

صبح یکشنبه

دارم می روم بانک از حساب دایی ام برداشت کنم بریزم به حساب حمید. بعدش باید بروم شرکت بگردم دنبال فرم ها و مدارک بیمه. بعدش باید ببینم مدارک را کجا باید ببرم برای گرفتن دفتر چه. باید یادم باشد چک اجاره ی خواهر زاده ام راهم ببرم برایش بگذارم به حسابش. باید مرغ هم بخرم. در حالیکه پول زیادی ندارم.

دیشب رفته بودم برای مادر میوه خریده بودم.  موز و پرتقال و خیار و سیب زمینی دو تا کیسه پر از میوه دستم بود و ماشین چند تا کوچه بالاتر پارک بود و داشتم می رفتم سمت ماشین که یک جوان گدایی راه افتاد دنبالم هی خانم! خانم ! صدایم می کرد و می گفت که شب عید است کمک اش کنم. اول خودم را زدم به نشنیدن. ولی نرفت و همینطور همراهم راه می آمد و هی می خواست کمکش کنم.  آخرش گفتم آقاجون! خودم هم شب عیدی یک قرون پول ندارم. اینارم برای خودم و با پول خودم نخریدم. مال مردمه. خوش به حال تو که می تونی گدایی کنی. من این کارم نمی تونم بکنم!

ایستاد، کمی چشم هایش گرد شد و بعد گفت : " باشه، باشه" و رفت!

.

پی نوشتی برای یک کامنت خصوصی:

آقا یا خانم رهکذر یا رهگذر یا ح یا حساس!

ناراحت بودن شما از دست من مهم است اما ناراحت بودن من از دست شما مهم نیست؟!

وقتی نه من شما را می شناسم نه شما من را می شناسید، و وقتی نمی خواهید که بشناسید، وقتی توی پیام خصوصی تان هم نه هیچ اثری از  اینکه شما کی هستید گذاشته اید و نه موضوعی با اسم و رسمی مطرح شده که اطلاعاتی خصوصی را فاش سازد.( مثلن در بعضی پیام های خصوصی اسم و شماره تلفن هست که من هرگز چنین پیام هایی را عمومی نمی کنم یا در آن پیام درباره شخص خاصی بجز من اگر صحبت شده باشد که باز من حقی درباره اینکه آن پیام را عمومی کنم ندارم. و  یا اینکه خدای نکرده در پیامی اگر توهینی به کسی شده باشد که من بازهم به هیچ وجه پیام را عمومی نمی کنم.)

 اما در اینجا  آن پیام تنها و تنها یک نظر است از یک خواننده بی نام که هر بار با یک نام دیگر کامنت های خصوصی می گذارد  و نه رابطه ای میان من و  شما هست که من و شما یی که هیچیک همدیگر را نمی شناسیم، بخواهیم در گوشی با هم درباره اش صحبت کنیم،  چه حساسیتی دارید روی اینکه پیامتان عمومی باشد یا خصوصی؟ چرا از بیانش در جمع واهمه دارید ؟ اگر قابل توضیح دادن یا دفاع کردن است، درباره اش توضیح دهید و ازش دفاع کنید و دلیل بیاورید برای گذاشتن اش. چون من منظور شما را از گذاشتن آن پیام متوجه نشدم، آن را با دیگر خوانندگان و دوستان عزیزم در میان گذاشتم که شاید نظر روشنگری خودتان یا دیگران رویش بگذارند. اگر هم قابل توجیه و دفاع نیست از ابتدا به این موضوع فکر کنید.  به این چند سوال ساده که : پیام من ِ رهگذر آیا چه تاثیری بر دریافت کننده می گذارد؟ آیا او را ناراحت می کند یا شاد؟ آیا برایش راهگشا ست یا سر در گم کننده؟ شاید هم پیش تر به این سوال برای خودتان پاسخ مثبت داده اید: آیا تنها می خواهم او را بیازارم؟ !

در تمام این صورت ها من به خودم حق می دهم که درباره اش با طرف مقابل صحبت کنم. و تنها راهش عمومی کردن آن پیام بود.

در این وبلاگ که تمام احساس من و چه بسیار مسائلی از زندگی خصوصی من نوشته می شود چرا احساسم از دیدن پیام شما نوشته نشود ؟ 

+ کتا ; ٩:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱۱
comment نظرات ()