آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

پلک

 

یوز زخمی من

آن راز ناگشوده را

بگشا

 

 

+ کتا ; ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٧
comment نظرات ()