بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
« همه چیز درست خواهد شد! »
این را امروز
گنجشگکی می گفت
که روی شاخه،
کنار پنجره نشسته بود.