آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

 

آمدن،

رفتن،

دویدن،

عشق ورزیدن،

در غم انسان نشستن،

پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن...

...

کار کردن

کار کردن

آرمیدن...

 

حال دخترکم خوب نیست. تبش برگشته و می خواهم که دنیا نباشد ازغصه.

ساعت شش صبح از سر درد گریه می کرد. آنتی بیوتیک کم داده بود دکتر. فقط برای سه روز. تا سه روز حالش رو به بهبود داشت اما آنتی بیوتیک ها که تمام شد دوباره تب کرد. من فکر میکنم عفونت سینوسی حادی دارد.الان تبش نزدیک سی و نه است. چه آنتی بیوتیکی برای عفونت سینوسی خوب است؟ آزیترومایسین؟ همراه با افشانه های بکلومتازون؟ ...چه قدر؟  اون فقط دوازده تا سفالکسین پونصد خورده...و خوب نشده. چرا من سواد ندارم که بچه م چه جوری باید خوب شه؟ چرا اون دکتر با اون همه تجربه نتونست یه سرماخوردگی رو درمون کنه؟ هی گفت چیزیش نیست. هی گفت چون یه دونه بچه داری دست و دلت میلرزه براش. ! امروز هم که جمعه است. کجا ببرمش رادیولوژی؟ تازه عکس رادیولوژی معمولی هم فکر نکنم به درد بخورد باید سی تی اسکن از سینوسش بگیرم.

این ها را برای چه اینجا می نویسم؟ ...

 

+ کتا ; ٩:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٤
comment نظرات ()