آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

سه شنبه

 

یک دستی هم می توان تایپ کرد. آن هم با دست چپ! وقتی که دست راست آدم را شال گردن وصل کرده باشد به گردن!... همین الان صید قزل آلا در آمریکا بالاخره تمام شد. البته پی نوشت مترجمش را سرسری خواندم. شاید بعدن دلم برایش بسوزد و یک بار دیگر بخوانم. راس ساعت یازده صبح هم یک متوکاربامول خوردم ببینم چه می شود. اینجا الان ابر تیره ای هست و بارش نم نم باران...زیاده تایپ کردن یک دستی هم کار ساده ای نیست. در نتیجه باقی بقایتان

+ کتا ; ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۳
comment نظرات ()