آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

28- تعادلِ این دست های گشوده

 

برهم خواهد خورد روزی          این دست های گشوده

تعادلِ

 

آنگاه

از بند ِ "زمان"

فرو

 

خواهیم

افتاد

.

.

.

+ کتا ; ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٩
comment نظرات ()