آنکس که نداندبر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی |
||
خسته ی خسته هستم امروز تمام روز را دویده ام اما ساعت تند تر از من دویده چون من هر چه دویده ام به او نرسیده ام. از دست خودم عصبانی ام چون هر چه دویده ام علاوه بر ساعت، به کار هایم هم نرسیده ام!
و حس خوبی نیست خستگی حاصل از اینکه تمام روز را دویده باشی در حالیکه ندانی به دنبال چه و به کجا ؟ ...