بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
مثل اینکه روی یک خط فاصله نشسته ام میان کلمات. بین دو عبارت مانند ِ "تا به حال" و "از حالا به یعد".
اینطوری :
تا به حال - از حالا به بعد
و من روی آن خط فاصله میان سکوتی که لازمه ی آن فاصله است، چهار زانو مثل عکسی یک جایی از زمان ثبت شده باشم...