آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

لیست کار ها به علاوه پی نوشت

امروز بالاخره بعد از شش ماه یک کار را از پیش پایم برداشتم. رفتم سازمان بازنشستگی کشوری و قیم نامه مادر را ارائه دادم و آنها به بانکی که حقوقشان را پرداخت می کند یک نامه نوشتند. و بعد نامه را بردم ارائه دادم به بانک و مدارک پرونده شان را کامل کردم.

لیست کار های ناکرده ای که مدتی پیش نوشته بودم را با رضایت نگاه می کنم و به زیرش کار های تازه اضافه می کنم. و به کارهای از پیش پا برداشته شده لبخند می زنم.

این بازی کردن با لیست کار ها را دوست دارم...

:)

گذاشتن چک سارا توی حسابش در بانک مسکن

گرفتن کارت تازه بانک پارسیان خودم از میرداماد که فعلن غیر فعال شده و امکان برداشت پول ازش نیست.

گرفتن کارت تازه بانک پارسیان دایی از یوسف آباد .

گذاشتن پول های بابا توی حساب بلند مدت برای مخارج مادر

مراجعه به اداره بازنشستگی کل کشور جهت ارائه قیم نامه ی مادر برای دریافت نامه به بانک صادرات جهت دریافت حقوق مادر

گرفتن حقوق مادر بعد از آن

گرفتن حقوق دایی و گذاشتنش به حساب سپرده شان

پی گیری کار مالیات های انحصار وراثت از وکیل

... پرداخت قسط این ماه تعاونی مسکن دایی

توی کارتن کردن خرده ریز هایی که اینجا باقی مانده...

باز کردن کارتن هایی که برده ایم آن خانه

خریدن ماشین لباس شویی

خریدن گار

خریدن یخچال

پرداخت قبض برق و عوارض شهرداری

گرفتن حقوق ماه مرداد پرستاری از بانک

واریز حقوق ماه مرداد پرستاری به حساب خانم دولت آبادی

بردن بقیه لباس ها

خرید قابلمه

بردن تشک ها و پیانو

خرید دارو های مادر

مراجعه به اداره سرپرستی برای درخواست استفاده از حساب پس انداز مادر

مراجعه به وزارت امورخارجه برای تائید وکالت نامه دایی سلیمان

بردن تلویزیون و دوتا کارتنی که توی زیر زمین است

آماده کردن یک اتاق برای سارای خودمان که ده روز دیگر از آلمان می آید...

بردن کفش ها

بردن میز اطو و اطو

تمیز و مرتب کردن اتاقی که اینجا داشتیم

بردن گلدان ها

خریدن گلدان برای آن خانه

تعویض گلدان های شمعدانی و یاس

........................................................

پی نوشت: امروز سر راه رفتم توی کتابفروشی و نمی دانم چرا چند تا از کتاب های فریبا وفی را خریدم. فکر کنم چون چند سال پیش سعید قبل از اینکه برود آلمان گفته بود خوب می نویسد. بطور کلی هم کنجکاوم ببینم نویسنده های زن ایرانی که جایزه برده اند و تا حدودی مطرح هستند چه می نویسند و چطور می نویسند.من هنوز چیزی ازش نخواندم. کسی نظری درباره این نویسنده ندارد؟

 

 

+ کتا ; ٤:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱۸
comment نظرات ()