آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

قابلیت تکه تکه شدن

 

دارم فکر می کنم قلب آدم قابلیت تکه تکه شدن دارد. از بدو تولد یک قلب سالم داریم و این قلب به مرور زمان تکه تکه میشود. تعداد این تکه ها بستگی به تعداد افرادی دارد که آنها را دوست می داریم.

اولین تکه ی قلبم زمانی کنده شد که خواهرم مرد. الان آن تکه ی قلب من همراه او زیر خاک است. تکه ی کوچکی را عشق اولم وقتی ترکم کرد با خودش برد. تکه ای را هم پارسال همراه پدر از دست دادم. تکه ای همراه بی قراری های مادرم توی خانه از این سو به آن سو می رود. تکه ای را هم لادن همراه اثاثیه اش برد مشهد. تکه هایی که مال دوستان و آشنایانی که در سراسر جهان پراکنده اند هم دارم و مثلن دایی ام هر سال که می آید این تکه ی قلبم را با خودش می آورد و باز می برد.

از این فکر راضی ام. و همینطور که دارم فکر میکنم که باز هم دوستان  و آشنایان عزیزی توی این دنیا پیدا خواهم کرد و قلب من همچنان قابلیت این را دارد که باز هم تکه تکه شود ، لبخندی می زنم...

+ کتا ; ٥:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱۱
comment نظرات ()