آنکس که نداندبر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی |
||

آب، آنقدر آرام که آیینه...
چه توی خواب باشد چه بیداری، آرزو دارم یک ساعت هم که شده چنین جایی، زیر سایه ی چنین آرامشی باشم...
.
.
پی نوشت : خواندنی روزانه !