آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

چنین آرامشی...

 

آب، آنقدر آرام که آیینه...

چه توی خواب باشد چه بیداری، آرزو دارم یک ساعت هم که شده چنین جایی، زیر سایه ی چنین آرامشی باشم...

.

.

 

پی نوشت :  خواندنی روزانه !

+ کتا ; ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٤/٢٧
comment نظرات ()