آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

ترانه شب های مسکو

فایل صوتی

باغ در سکوت است
شاخ درختان نیز

این جا همه چیز تا صبح بی‌جان است

کاش می‌دانستید که چه قدر برای من عزیز است
شب‌های مسکو

در این شب‌های آرام
رودخانه انگار جاری است

و انگار وامانده است

نورانی از نقره ماه.

ترانه‌ای انگار به گوش می‌رسد

انگار نه

تو چرا با گوشه چشم به من مینگری
ای دلبر من

چه قدر سخت است

حرف دل گفتن

هم ناگفتن

صبح انگار نزدیک است
پس ای مهربان

من

سعی کن لطف کن

به یاد بسپار تو هم

این شب‌های تابستانی

مسکو را

+ کتا ; ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۳/۱۸
comment نظرات ()