آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

مثل گنجشکی

امروز یا فردا...خلاصه  یکی از همین روز ها سالگرد وبلاگ نویسی من است. اولین پستم را گمان کنم دوازده خرداد هشتاد و سه بود که نوشتم. امسال می شود چهار سال تمام. آرشیو اولین وبلاگم یک مقدارش از دست رفته و تاریخ دقیق ندارم. اما یکی از همین روز ها بود...

مثل گنجشکی که از این شاخه به آن شاخه می پرد، از این وبلاگ به آن وبلاگ پریده ام... اما توی این چهار سال خیلی فرق کرده ام. وبلاگ نویسی دیدگاهم را نسبت به زندگی خیلی تغییر داده. خیلی چیز ها یاد گرفته ام که بدون وبلاگ نویسی ممکن نبود یاد بگیرم. با انسان های عزیزی آشنا شدم که بدون وبلاگ نویسی ممکن نبود آشنا شوم. تجربیاتی که ممکن نبود توی زندگی معمولی و میان چهار دیوار خودم به این تجربه ها برسم. ...

نامه هایی به خودم - شعر

نامه های جامانده - داستان کوتاه

صدای آدم لال - پراکنده

نامه ای در باد - فتو هایکو

گل شبدر - هایکو

پشت پنجره - ادامه شعر ها

یادم بماند که - نکات یاد ماندنی

دیدار ها - شعر های بیژن جلالی

آنکس که نداند - روز مره ها

... و دو سه وبلاگ خصوصی و دو سه وبلاگ جمعی...!... حاصل این چهار سال وبلاگ نویسی است

+ کتا ; ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۳/۱٢
comment نظرات ()