آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

از آنجا تا اینجا- بخش دهم

یک:

امروز دهم فروردین بود. و شنبه بود. ظاهرن تعطیلات نوروز تمام شده اما با طنن نه! تا آخر این هفته هم گمان نمی کنم کاری در جایی صورت بگیرد.

این یکی دو روزه احوال حمید کمی بهتر بود. مشکلی حل نشده اما روحیه ی او کمی بهتر شده. چند روز است که صبح به صبح ده میلی گرم سیتالو پرام می خورد و تاثیر تلقینی خوبی حد اقل رویش گذاشته !! اما هر چه زود تر باید با یک متخصص در این زمینه مشورت کنیم.



دو:

دوازده فروردین
اولین غنچه های یاس امسال امروز شکفتند. و دخترک هم یک مقدار جعفری و ریحان توی گلدان ها کاشته بود که امروز صبح دیدم ریحان ها جوانه زده اند.

روی هم رفته تعطیلات آرامی بود. من دوستش داشتم اگر چه که اینتر نت نداشتم و هیچ مسافرتی هم نرفتیم اما روز های بدی نبود. کاش سال ِ بهتری باشد امسال...


تصویر اولین یاس ها را اختصاصی برای عرفان می گذارم اینجا

+ کتا ; ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٢/۱٤
comment نظرات ()