بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
.
نشسته به اندوه انبوه دشت
ز بـی بــرگی بـاغ ایـام بـــرف
از صبح دارم یکبند ترانه برف را گوش می کنم. همینطور مدام و بی وقفه...