آنکس که نداندبر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی |
||
جایی برای غر زدن یا جایی برای غرشنیدن ؟ جایی برای روحیه دادن یا جایی برای روحیه گرفتن ؟ جایی برای خفه شدن یا جایی برای نفس کشیدن ؟ جایی برای خندیدن یا جایی برای گریستن ؟ جایی برای زندگی کردن یا جایی هم برای مردن ؟
دیگر حرفی هم ندارم امروز. هزار سانتیمتر هم که برف باریده باشد. باشد! من هزار سانتیمتر مکعب گریه کرده ام ...
.
.
.