آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

هزار سانتیمتر مکعب

جایی برای غر زدن یا جایی برای غرشنیدن ؟ جایی برای روحیه دادن یا جایی برای روحیه گرفتن  ؟ جایی برای خفه شدن  یا جایی برای نفس کشیدن ؟ جایی برای خندیدن  یا جایی برای گریستن ؟ جایی برای زندگی کردن  یا جایی هم برای مردن ؟ 

دیگر حرفی هم ندارم امروز. هزار سانتیمتر هم که برف باریده باشد. باشد! من هزار سانتیمتر مکعب گریه کرده ام ...

.

.

.

 

+ کتا ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱٦
comment نظرات ()