آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

پنجم اینکه...

اول اینکه گل شبدر به روزشده

دوم اینکه خیلی پراکنده ام. در اثر پراکندگی حواسم هم هی پراکنده تر می شود و بعد می آیم خودم را مثال بزنم که مثل...مثل...مثل چی؟‌ذرات آلودگی و غبار معلق در هوای این روز های شهر تهران؟‌! ...مثل بخار آب توی ابر ها... مثل پراکندگی مردم در سطح شهر و مخصوصن جایی مثل پیاده رو های میدان انقلاب، خلاصه هر ذره ی فکرم به سویی رفته ...

ای بابا چقدر چرند از ذهنم پرید بیرون ببخشین

....

داشتم چی می گفتم؟‌...

سوم اینکه یک عکس دیگر از بسوی زمستان گرفتم

چهارم اینکه دیروز صبح تا ظهر توی خانه تنها بودم و تمام مدت به پرنده ها نگاه می کردم بر شاخه های خزان زده... چند تا عکس هم گرفتم و کلی با عکس های خودم کیف کردم. یکی که خیلی دوستش دارم را شاید بگذارم اینجا.

 

پنجم اینکه

رفتم پرینت خلافی ماشن را  گرفتم، یک قبض دادند دستم که روی آن نوشته صد و چهل و چهار هزار تومان باید بابت خلافی بپردازم.

دقیق تر نگاه کردم دیدم از میان این صد و چهل و چهار هزار تومان، همه  مربوط به قبل از تاریخی می شود که من ماشین را خریده ام! یعنی من ماشینم را مرداد سال هشتادو چهار خریدم اما تمام جریمه ها مربوط به سال های هشتادو سه و ماه های اول هشتاد و چهار بود.

یک نکته که بسیار البته موجب فخر بنده شد این بود که در این دو سال و چند ماهی که ماشین دار شده ام دیگر هیچ خلافی به پرونده اضافه نشده.

بعدش فکر کردم برای خلاف هایی که در زمان مالکیت من نبوده می توانم بروم شورای حل اختلاف و سند و مدرک ببرم که ثابت کنم مربوط به قبل از زمان خریداری من می باشد . رفتم خانه و مدارک را در آوردم و نگاه کردم و دیدم توی بنچاقی که زمان خرید ماشین در محضر تنظیم کرده ایم ، بنده و آقای رئیس که دو عدد مهندس و از قشر با سواد این مملکت می باشیم متن را نخوانده امضا فرموده ایم. و در آن نوشته شده پرداخت خلافی ها به عهده ی خریدار می باشد.(!!!) و خلاصه حسابی خیط و پیط شدیم که باید این مبلغ را بدون چک و چانه زنی بپردازیم.

این مطلب را از آن جهت اینجا نوشتم که درس عبرتی باشد برای دوستانی که ماشین دست دوم می خرند که توی محضر حواسشان باشد که مو به مو متنی که امضا می کنند را بخوانند که به چنین عاقبت هایی دچار نشوند.

 

+ کتا ; ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٩/٢٤
comment نظرات ()