آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

خواب

 

دیشب ...، دیشب که نه، صبح زود! خواب پدر را دیدم. این خواب سه صحنه داشت. صحنه ی اول : من مادر را برده بودم دستشویی. مادر پوشکش را بد جوری خیس کرده بود. در حال نظافت مادر بودم که توجه م به پوست گوسفندی که آنجا بود جلب شد. پوست یک گوسفند سیاه بود. و بعد دیدم نامه ای روی آن هست. خط پدر بود. یکی دو خط اول را توانستم بخوانم. نوشته بود: «کتی خانم! این پوست را آورده ام که برا نوین پوستین درست کنی....» نامه ادامه داشت اما بقیه اش را هر چه سعی کردم بخوانم و به ذهن بسپارم نشد. در این صحنه فقط حضورش را حس کردم. نه او را دیدم و نه او مرا دید.

بعد از دستشویی بیرون رفتم که ببینم پدر کجاست! کی آمده! در خواب می دانستم که از دنیا رفته و توی اتاق ها دنبالش گشتم. صحنه ی دوم این بود که از دور دیدم دارد با برادرم صحبت می کند. کمی گوش تیز کردم و دیدم درباره ی قولنامه ی فروش دفتر شرکت داشت توضیح میداد! در آن صحنه هم من او را دیدم اما  او مرا ندید.

صحنه ی سوم نمی دانم چه شد که خودم را در یک اتاق قدیمی بزرگ دیدم. از این اتاق ها که یک در بزرگ میان دو اتاق هست که برای بزرگ شدن فضا می شود آن در را باز کرد که دو تا اتاق یکی شود. توی اتاقی که من بودم یعنی این سوی آن در میانی، خبری نبود. اما توی اتاق دیگر یک سفره ی بزرگ روی زمین پهن شده بود و دور تا دور میهمان ها نشسته بودند. نمی دانم سفره نهار بود یا شام. اما هوا به نظرم روشن می آمد. سفره دست نخورده بود و نمیدانم میهمان ها منتظر چه چیزی بودند. آنجا بود که دیدم پدر ، یک جوری که انگار میزبان است نشسته. در آن صحنه او هم مرا دید. من دویدم به طرفش. در تمام مدتی که بهش نزدیک می شدم در حالیکه آغوش باز کرده بود تا بغلم کند هی می گفت: اینجا نیا! اینجا نیا! ... اما من رفتم.

حسم مثل کودکی ها بود. مثل آن زمان که پنج ساله بودم و بغل پدر مساوی بود با پرواز. همانطور به بغلش رسیدم. او هم از حالت نشسته بلند شده بود ایستاده بود. من که رسیدم بهش از زمین بلندم کرد. مثل احساس یک کودک پنج ساله ... توی بغل پدر بویش را حس می کردم. بوی همیشگی خودش. همانجا گریه ام گرفت و از خواب بیدار شدم.

 

+ کتا ; ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۸/۱٧
comment نظرات ()