آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

نامه ی دخترک

کتی جان سلام!

سلامی به غلظت دودی که پری روز آشپزخانه را پرکرده بود!

الان که این نامه را می نویسم، از اتفاق و دلخوری نسبتن کوچکی که چند روز پیش بین ما پیش آمد، سخت ناراحت و پشیمانم. امیدوارم مرا ببخشی.

می خواهم دلیل به هم ریختگی یا بهتر بگویم : زیر و رو شدن آشپزخانه را برایت توضیح بدهم.

من دختر بچه ای پنج ساله نیستم که با دیدن کارتون های تام و جری هیجان زده شوم و تمام نخود و لوبیا ها را پخش زمین کنم، یا برنج را روی زمین بریزم و تمام ادویه جات مثل زرد چوبه را ، که زردی آن به سختی پاک می شود یا آویشن را که بوی آن تمام آشپزخانه را برداشته بود، در سراسر آشپزخانه پراکنده سازم...درضمن اگر دقت کرده باشی، شیشه های حاوی ادویه ها و نخود و لوبیا ترکیده بود ! من که دیوانه نیستم ! اگر می خواستم آشپزخانه را مانند یک صحنه از تام و جری درست کنم ، مطمئنن در های شیشه ها را به سادگی باز می کردم و محتویات آن ها را پخش زمین می کردم.

در ضمن آشپزی در آن حد ناشی هم نیستم که غذا را تا حدی بسوزانم که دودی غلیظ و پررنگ تا فاصله ی ۵ سانتیمتری خود را نمی دیدی از آن بیرون بیاید. یا تمام حبوبات و هر چیز دیگری را بیرون بریزم و جمع نکنم. شاید بپرسی: حتی اگر آشپزی نمی کردم، چرا این به هم ریختگی را جمع نکردم؟! ...اما من فرصتی برای این کار نداشتم. همه چیز بسیار ناگهانی اتفاق افتاد و بعد شما سر رسیدید. توضیح آخر اینکه:

میدانی که من به آزمایش های شیمی بسیار علاقه دارم. میدانی که به واکنش دهنده ها و فرآورده های شیمیایی خیلی علاقه مندم. باور کن هیچ کار نمی کردم. یعنی می کردم! ولی قصد به هم ریختن چیزی را نداشتم! من فقط داشتم روی شعله ی بزرگ گاز، محلول لوله باز کن ، سرکه و کمی سولفات مس را حرارت می دادم، حتی آنقدر گرم نشده بود که منفجر شود، نمی دانم چطور شد!!! ....ببخشید. و

                                                    دوستت دارم!

                                                                                                               دخترت نوین

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت: آخه جواب این نامه رو چی میشه نوشت!!!

+ کتا ; ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۸/۱٤
comment نظرات ()