بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
.
.یاد روزهای سخت ِ گذشته ام انداختی تا بگویی :
" روز های سخت امروز هم
می گذرند."
حواست نبود
که یادم می آید آن روز ها
به آینده
چه امیدوار بودم!