آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

شاعر کور

ابوالعلای مَعَری هزار سال پیش می زیسته است.

وی یکی از بزرگ ترین شعرای عرب است. زندگی خاص خودش را داشت و عقایدی که در زمان خودش عجیب می نمود.

کور بود و معتقد بود که موجودات زنده نباید مورد اذیت و آزار انسان ها قرار گیرند. برای همین هم از سن سی سالگی گیاه خواری پیشه کرد.

هرگز ازدواج نکرد و فرزند زادن را جرم میدانست. می گفت چنانچه طاقت ازدواج نکردن نداری، بهترین زن آنست که نازا باشد ! می گفت :« اگر می خواهید به فرزندتان در عمل ثابت کنید که چقدر دوستش دارید، خرد حکم می کند که او را به دنیا نیاورید »

کم هست لنگه ی او آدمی که بگوید روی سنگ قبرش بنویسند:

«این سند جنایت پدر من است. ولی من در حق هیچکس جنایتی مرتکب نشدم»

مرحوم ایرج میرزا یکی از حکایت های منتسب به ابوالعلای معری را نقل می کند که:

« قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمر

لــــــحم نخـورد و ذوات لحم نیــــازرد

در مرض موت با اشـــــــاره ای دستور

خادم او جوجه ای به محـــــــضر او برد

خواجـه چو آن مرغ کشــــــته دید برابر

اشک تحســــــر ز هر دو دیده بیفشرد

گفت به مرغ از چه شـیر شرزه نگشتی

تا نتواند کست به خون کشـــــد و خورد

مرگ برای ضعیف، امری طبیعیــــــست

هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد»

حکیم ناصر خسرو قبادیانی به سال ۴۳۸ هجری قمری در سفر خود به «‌معره النعمان» رسیده و از آن شهر و نیز دانای آن ابوالعلا در سفرنامه خود سخن گفته:

« در آن شهر مردی بود که او را ابوالعلای معری می گفتند. نا بینا بود و رئیس شهر او بود. نعمتی بسیار داشت و بندگان و کارگزاران فراوان و همه شهر چون بندگان او بودند و خود طریق زهد پیش گرفته بود. گلیمی پوشیده بود و در خانه نشسته و نیم من نان جوین را تبه کرده که جز آن نخورد. و وی نعمت خویش از هیچ کس دریغ ندارد و خود صائم الدهر و قائم اللیل باشد و به هیچ شغل دنیا مشغول نشود و این مرد در شعر و ادب به درجه ایست که افاضل شام و مغرب و عراق مقرند که در عصر کسی به پایه ی او نبوده است و نیست و کتابی ساخته آن را « الفصول و الغایات » نام نهاده و سخن ها آورده مرموز و مثل ها به الفاظ فصیح و عجیب که مردم بر آن واقف نمی شوند مگر بر بعضی اندک. و آن کسی نیز داند که بر وی بر خوانند ، چنان که او را تهمت کردند تو این کتاب را به معارضه قرآن کرده ای. و پیوسته زیادت از دویست کس از اطراف آمده باشند و نزد وی ادب و شعر خوانند و شنیدم که را زیادت از صد هزار بیت باشد و چون من آنجا رسیدم، این مرد هنوز در حیات بود.»

از ایرج میرزا و ناصر خسرو شاهد مثال آمده که که گفته شود خواندن اندیشه ها و اشعار یکی از بزرگ ترین شاعران عرب را غنیمت بشمارید و کتاب « عقاید فلسفی ابوالعلا » را بخوانید.

نویسنده کتاب دکتر «عمر فروخ» است که یکی از برجسته ترین تحلیل گران تاریخ ادبیات عرب در حال حاضر به شمار می رود. آقای « حسین خدیو جم » هم ترجمه خوبی ارائه داده است.

از عنوان کتاب نترسید. قرار نیست با کتابی سخت و غامض و فلسفی روبرو شوید. در این کتاب می توانید برجسته ترین اشعار و نطریات او را در زمینه های مختلف بخوانید و در کنارش به متن اصلی عربی هم دسترسی دارید . کتاب را شرکت انتشارات علمی فرهنگی منتشر کرده است.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اطلاعات این یادداشت از یکی از ویژه نامه های روزنامه شرق بدست آمده.

+ کتا ; ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٥/۸
comment نظرات ()