آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

طعم دوستی

 

دیروز سپیده آمد

و خوب بود

 و طعم دوستی را هنوز

زبان احساسم

چه خوب می فهمد

کنار لبخندش

دو ساعت گذشت

و به همین سادگیست که

لحظه های خوب

 تمام می شوند.

.

.

+ کتا ; ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٤/۱٢
comment نظرات ()