آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

 

همه جوره هوا تو دارم. !

تو بنویس. من می خونم. یه وقت دلت تنگ نشه... یه وقت خیال نکنی حواسم بهت نیست. یه وقت خیال نکنی کسی رو نداری و ...

نمی دونم روز گار همیشه اینجوری بوده یا به دوره زمونه ی ما که رسیده اینجوری شده هان؟ گاهی فکر می کنم هر چی قدیم تر بهتر. هر چی بدوی تر بهتر. هر چی نفهم تر بهتر. هر چی بیچاره تر بهتر. هرچی گرفتار تر بهتر. هر چی دست و پا بسته تر بهتر

دست و پا بسته. این حرف خوبی بود. فکرشو بکن دست و پا و دهنتو ببندن و گوشه ی یه اتاق حبست کنن چقدر خوبه اونوقت کسی توقع انجام دادن کاری رو هم ازت نداره. زندگی نباتی. شایدم نه. اصلن آب و خاکی هم در کار نباشه. راحت خشک میشی. بی صدا.

اما تو نه ها!..من! تو نگران نباش . خودم همه جوره هواتو دارم!

 

+ کتا ; ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٧/۱٤
comment نظرات ()