آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

 

سرم می خواهد درد بگیرد. با ولع آدامس می جوم. در شرکت تنها هستم. چشم هایم می سوزد. خسته هستم. از آزمون عملی رانندگی می آیم. قبول نشدم. می خواهم اینجا بررسی کنم که چرا.

خب ماشین آزمون آمد. ما دونفر بودیم که مانده بودیم. من معمولن اعتماد به نفسم مشکل دارد. می خواستم نفر دوم باشم که امتحان میدهد اما افسر اسم من را صدا کرد. نشستم. ماشین تقریبن سر چهارراه فرعی به اصلی پارک کرده بود. بنا بر این به محض حرکت وسط چهار راه بودم. این یک خطا. چون حق تقدم را رعایت نکردم. بعد گفت مستقیم برو توی کوچه ی روبرویی. کوچه ی روبرویی یک سر بالایی نسبتن شدید داشت. آنجا گفت کنار یک پژو ی پرشیا ی سیاه رنگ پارک دوبل کنم. مربی من هیچوقت بین دو تا ماشین نگغته بود پارک دوبل. گرچه شاید اگر اصولی پارک کنیم تفاوتی هم نداشت باشد اما همین که دیدم بین دو ماشین است کمی دست و پایم را گم کردم. علاوه بر اینکه سربالایی هم بود. موقع بیرون آمدن از پارک توی آن سربالایی که باید نیم کلاج می رفتم یک وانت کوفتی قراضه از این ها که لوازم منزل خریداری می کنند افتاد جلویم. ترمز کردم ماشین خاموش شد. بعد افسر گفت از وانت سبقت بگیر. وانتی آمد سمت چپ و نگذاشت.

اما انصافن افسر مهربان و مودبی بود.

قرار است سه شنبه دوباره امتحان بدهم.

نتیجه:

باید به چی دقت کنم؟

۱- رعایت حق تقدم در هرجا و هر موقعیت

۲- پا روی کلاج باشد. اصلن از روی کلاج تکان نخورد که ماشین خاموش نشود.

۳- پارک دوبل بین دوتا ماشین کار شود.

۴-از مربی رو در بایستی نداشته باشیم و این چیر ها را ازش بخواهیم. این مورد آخری با دو تا ضربدر.

 

+ کتا ; ٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٧/٩
comment نظرات ()