آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

يک و دو و سه و يادداشت پنجم

یک:

وسط یه باتلاق خوش آب و هوا که صاب کار فرستادت دنبال یه کاری مثه فروش سیب زمینی هایی که بار یه ور پالون این الاغه یا رسوندن پول فروش سبزی های دیروزی به فروشنده ای که نسیه فروخته و حالا منتظر توئه، وقتی تا مچ پا خودتم همراه خره فرو رفتی تو گل  و دور بر این باتلاق هم کسی نیست و سکوت و چه بسا نگاهت بره دنبال یه شاپرکی که از روی گل های وحشی زرد می پره ...

وضعیت الان منه که از دور می بینیش که داره درست از وسط جاده میاد و تو رو دیده و دستاشو تو هوا تکون تکون میده که لابد داره پیش خودش میگه لامصب کجا گیر کردی که یه صبح تا ظهره منتظرتم و طرف قاصد فرستاده که بارت نرسید و لابد به همراه هزار فحش و فضیحت دیگه...

وضعیت الان منه که جم بخورم خودم و خره  بیشتر و بیشتر رفتیم فرو و جم نخورم صاب کار حمل بر بی تفاوتی و بی ادبی م می کنه...

***

دو:

این وسط همینو کم داشتم که از یه نیم ساعت دیگه قراره یه همکار تازه بیاد بشینه پشت سر من که کار یاد بگیره!

دیگه از این غم انگیز تر برام قابل تصور نیست که کسی پشت سر من نشسته باشه و چشم دوخته باشه به مانیتورم

ای داد

ای هوار

حالا من چه جوری وسط کار گریز بزنم بیام وبگردی؟

از اون گذشته:

آخه خر ِ تو گِل مونده تماشا داره؟

***

سه:

ادامه ی تعطیلات خود را چگونه گذراندید

روز دوازدهم فروردین که به شب رسید من و حمید و دخترک هر سه مریض شدیم چه مریض شدنی. دو روزی که مثل دو قرن گذشت. گلاب به روی همه ایرانیان،دل پیچه و اسهال شدید و استفراغ پشت استفراغ به همراه تب و لرز دمادم و پی در پی و استخوان دردی مثل آنفولانزا و دو روز و دو شب اینگونه گذشت

یادداشت پنجم:

شش و ده دقیقه ی عصر سه شنبه...نه انگار چهارشنبه است. خلاصه اینکه پانزده فروردین.

 

دخترک هنوز خوب نشده. من بهترم. ملوان ها آزاد شدند. بعد از چند روز؟ دو هفته ای شد انگار؟

دکتر قاف بیچاره وضعش نه بهتر است نه بد تر. بیشتر از ده میلیون خرج بیمارستان شده که سر پرداختش مشکل به پاست. آنوقت برای خرید قبر ده میلیونی از یک هفته پیش دارند نقشه می کشند! در تعجبم که احترام پدر انگار بیشتر از نفس های آخرش به گوریست که بی نفس در آن خواهد خفت...

 

+ کتا ; ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٠
comment نظرات ()