آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

میموزا

او نیست با خودش

او رفته با صدایش...

 

سال های سال بود مادرم  هر چه نداشت توی دست هایش اما پر بود از آرزو ها ی ساده و کوچک. 

من نمی دانم آنها را کجا خرج کرد. اما میدانم که الان نه توی دست هایش نه توی جیب هایش نه توی هیچکدام از جاهای کیف هایش ، نه هیچ کجا نه هیچ کجا ی دیگر او هیچ آرزویی ندارد...

هشتم مارس

روز جهانی زن

گرامی باد

+ کتا ; ۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٧
comment نظرات ()