آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

؟

یک دنیا سپاسگزار همدردی ها و دلداری های مهربانانه ی شما. که نمیدانید همین چند کلمه چقدر در روحیه ی آدم تاثیر میگذارد. بازم مرسی از تک تک کامنت ها

امروز فرصت وبگردی ندارم.پس الان اینجا چکار می کنم؟‌...آهان!

امروز حمید مریض شده افتاده تو خونه من اومدم براش مرغ بخرم سوپ درست کنم. چی؟ اینجا که مرغ فروشی نیست! کافی نته؟ ....راست می گین ها. من اینجا چکار می کنم؟ ....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وبلاگ دخترک قرار است تا نوروز هر روز به روز شود. شاید برای همین آمده بودم اینجا

.

+ کتا ; ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٥
comment نظرات ()