آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

افکار قر و قاطی نمی دونمی

 تصمیم گرفتم دیگه هیچ پشه ای رو نکشم
 صبح چند تا پشه دور و برم می پلکیدند که نزدیک بود یکی شون رو بکشم
ولی فرار کرد
بعد یه حسی بهم  نهیب زد که :
      - «  زورت به پشه رسیده؟ »
بعد به این فکر کردم که پشه کشتن چه کار عادی ای شده برامون.
به اینکه ما از بچگی به کشتن پشه ها عادت کردیم و اینکه شاید 
همین عادت همگانیه که خیلی جا ها خیلی راحت   باعث ضعیف کشی میشه
نه؟
+ کتا ; ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٩/۱
comment نظرات ()