آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

آخه امروز ...

۱)

بعیده که بیاد وبلاگ منو بخونه. خب الان فرصتشو نداره علاوه بر اون توی خونه هم کامپیوتر نداریم که.  ولی هر وقت بره وبلاگ خودشو چک کنه خوشحال میشه. اول آبان یه روز دیگه س. با همه ی روز های دنیا فرق داره

 آخه امروز

تولّدشه

***

می خوام برم براش کادو بخرم و شاید روش بنویسم :‌

« هرچند که هیچ هدیه ای نمی تونه احساسی که بهت دارم رو به تو برسونه. حتی محکم ترین بوسه ها »

 

۲)

صبح های زود که بلند میشم، کلمه ها توی سرم همگی پیش از من بیدار شده اند

 

۳) نانوشته های دفترچه همچنان منتظرند

۴) گفته بودم که خسرو قرار بود یکی دو روزه جواب بده ها. الان شده یک هفته و هنوز جواب نداده. این یعنی ما نا امید شیم؟

۵) ...

+ کتا ; ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱
comment نظرات ()