آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

 

۱) از یادداشت ها

مربع های رنگارنگ از آسمان سیاه پیاپی می بارند و تو آنها را سر و سامان میدهی. سرخ کنار سرخ. سبز بالای سبز. به سه که برسند آب می شوند و توی دلت حس خوبی بهت دست می دهد. یکبار. فقط یکبار دیگر... و جادوی مربع ها همچنان گیراست

تلفن زنگ می زند و جواب می دهی. تلفن زنگ می زند و باز جواب می دهی. از حال و هوای مربع ها آمده ای بیرون. سنگین بر می خیزی و نقشه ای که باید کشید را بر میداری می آوری کنار دستت. نگاهی بهش می اندازی و توی دلت می گویی:"چه خسته ام!" . نقشه را نگاه نکرده دلت برای مربع ها ی رنگارنگ تنگ می شود و نیم ثانیه بعد باز: مربع های رنگارنگ از آسمان سیاه پیاپی می بارند...

۲) حال و هوا

یک حس بدی دارم. یک جوری انگار که بخواهی از جایی به جایی کوچ کنی و خیالت همه اش گرفتار کار های عقب مانده ات باشد.  درست توی همین مایه ها که به چه کسانی بدهکاری و باید بدهی هایت را بدهی. یا چه چیز ها به امانت نزد توست و باید به صاحبانشان پس دهی. یا اینکه گلدان ها را به که بسپاری برای آب دادن یا اینکه چقدر از بار و بندیل اضافی را که نمی توانی همره خودت ببری بذل و بخشش کنی. ...

همه ی این کار ها توی سرم انجام می شود. یک کار دیگر هم هست که دلم نمی آید به این آسانی دفتر چه ی سورمه ای را ببندم و بگذارم کنار. اراجیفی که توی آن جامانده هر روز صدایم می کنند که:« ما را توی وبلاگ نمی نویسی؟ !» دوباره و دوباره می خوانم شان. و بهشان می گویم :‌« خب حتمن آن موقع که نوشتمتان خودتان دلتان نخواسته که جای دیگری هم نوشته شوید! »‌  بی خیال پشت چشم نازک می کنند و می گویند: « حالا تصمیم مان عوض شده. دلمان نمی خواهد هیچ جا نا نوشته برویم توی کشوی بایگانی! » به این ها هم قول داده ام توی هر پست اینجا یکی شان را بنویسم.

۳)

یک تکه از نانوشته های دفتر چه ی سورمه ای:

گاهی آدم هیچ حرفی برای گفتن ندارد. نمی دانم این اوقات خوبند یا بد؟ همینطورند دقیقن! نه خوبند و نه بد. مثل مرگ می ماند. نمی دانی خوبی یا بد و در حقیقت هیچکدام. تو نه خوبی و نه بد. چون تو دیگر هیچکس نیستی.

۱۵/آبان/۸۴

۴)

الان فریبا گفت امروز تولد نگاهه ! آره ؟ ...

 نگاهی ِ گل!  تولدت مبارک  

+ کتا ; ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٧/٢٦
comment نظرات ()