آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

 

 

هفته ای که گذشت را باید ساعت به ساعت بنویسم. نه همان ثانیه به ثانیه !... و گاهی روز چه قدر حقیر تر از ثانیه های خودش می شود.

برای خبر رسانی و ثبت تاریخ وقایع می شود فعلن به یکی دو جمله بسنده کرد:

خوشبختانه توانستیم از زندان بیرون اش بیاوریم. ساعت دوازده و ربع چهارشنبه است.مشکلات در حال حل شدن هستند.

بد تر ها تا بد شدن کوتاه آمده اند

اول هفته شرح مفصل همه ی وقایع را می نویسم.
 
 سپاسگزار پیام ها و همراهی های دوستانه و صمیمانه ی شما هستم.
 
 
+ کتا ; ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٦/۸
comment نظرات ()