آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

کدامم؟

۱- تابستان امسال تابستان خوبی ست. متفاوت و خوب. فرصتی برای به دست آوردن همه ی نداشته ها. فرصتی برای حس پدر و مادری که سال ها از ایشان دور بوده ام. فرصتی برای به خود اندیشیدن. فرصتی برای دوباره به دنیا آمدن و راه های نرفته را رفتن. تابستان امسال تحولی ست که مدت ها به دنبالش بوده ام. یک تحول جانانه. تغییر همه چیز حتا خود آدم. تغییری از آنچه که هست به آنچه که می خواهی باشد. حتا همین یک ماه توفیق اجباری که پیش آمده درنقل و انتقال شرکت ببین چه فرصت خوبیست: کار ها را تا اول شهریور باید در خانه انجام بدهم خوب! کار کردن در خانه خیلی لذت بخش تر از شرکت است. هر وقت بخواهی کار  میکنی هروقت بخواهی خستگی در میکنی. مثلن کتاب می خوانی و کسی هم به کسی نیست. و از اول شهریور هم که به ساختمان جدید منتقل می شویم هم تحول لذت بخشی ست. بخصوص توی آن ساختمان آجری زیبا و آن خانم صاحب خانه ی مهربان زرتشتی... 

 

۲- تابستان امسال گند و افتضاح است. بد ترین تابستان عمرم است. هیچوقت این همه تنش و تضاد را در یک مدت کوتاه تجربه نکرده بودم. زندگی با پدر و مادرم سخت تر از آنست که خیال می کردم. پدرم غیر قابل تحمل شده.مدام غر میزند. از همه کار من و همسرم ایراد می گیرد. من به درک. دائم با همسرم درباره ی حرف های پدرم بحث و بگو مگو داریم. گوشش هم کر شده و حاضر نیست از سمعکی که برایش گرفته ایم استفاده کند. صدای تلویزیون را آنقدر بلند می  کند که واقعن تا هفت تا خانه آنطرف تر می رود. آنوقت با بی خوابی ای که شب ها به سرش می زند تا ساعت دو ی بعد از نصفه شب هم تلویزیون تماشا می کند. ما که صبح زود باید بلند شویم برویم سر ساختمان همه ی روز را به خستگی می گذرانیم. مادرم هم که در یک سراشیبی تند به سوی آلزایمر یا فراموشی مطلق پیش می رود. خیلی مواظبت می خواهد. حرف های تکراری کار های تکراری سوال ها و جواب های تکراری توضیح های تکراری...در این خانه من اصلن فرصت سر خاراندن هم ندارم. چه برسد به کار. و دلهره ی کار های باقی مانده ی شرکت خراب شده. سر کردن با یک رئیس خسته و عصبی و درب و داغان و ناز نازی و زود رنج .....و غصه ی یک فراغ سر نیامدنی...

این هر دو منم.

+ کتا ; ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/٢٥
comment نظرات ()