آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

 

۱-

«پنج» ساعت زنگ زد: دی-دی-دی-دی......دی-دی-دی-دی......دی-دی-دی-دی......

بيدار شده بودم. هوا گرم بود. سر و صدای گنجشک ها هم می آمد. رئيس اما هيچ نشانه ای از بيداری خودش نشان نمی داد. ساعت طرف او بود. پايم را سراندم طرف پايش. تکانی خورد و ساعت را خاموش کرد. پنج دقيقه بعد گفتم : «ديرت نشه...» با تاخير جواب داد: « يادم رفته بود برای چی ساعتو گذاشتم زنگ بزنه.»

بلند شد. رفت حاضر شود.

روز هايی که می رود خارج از شهر را دوست ندارم. گرچه از صبح کسی نيست غر بزند که بدو دير شد يا روی تميز نبودن ظرف ها ايراد بگذارد يا توی شرکت دائم به مانيتور آدم نگاه کند که ببيند کار ها پيش می رود يانه و هی فشار بياورد که نمی رسيم به موقع کار ها را برسانيم و سر هر کار کوچکی وسواس های زيادش لج آدم را در بياورد اما ... روز هايی که می رود خارج از شهر را دوست ندارم.

بلند شدم رفتم آشپزخانه که توی جمع آوری بساط سفر يک روزه اش کمک کنم. مثل هميشه سيب و خرما و ظروف يکبار مصرف و فلاسک و قند و چای توی سبد سفر.

بعد سفارشات کاری امروز را دوباره تکرار کرد. قرار بود يک ربع به شش بيايند دنبالش ، ده دقيقه به شش داشت با سبد می رفت توی آسانسور که از پنجره پائين را نگاه کردم و گفتم: «کجا می روی ‌؟ نيامده هنوز. » با سبد از آسانسور بيرون آمد و گفت که راست می گويم. رفت دوباره توی خانه. يک دقيقه بعد از پايين صدای بوق آمد. باز از پنجره نگاه کردم ديدم متظرش هستند. صدايش کردم. با تاخير آمد. رفته بود به دست هايش کرم بزند. سبد را برداشت و رفت توی آسانسور. از کنار پنجره آمدم کنار. آمدم توی خانه. در را بستم. پنج قدم شمرده بودم. گفتم بگذار برگردم رفتن اش را ببينم.دوباره در را باز کردم. پنج قدم برگشتم کنار پنجره. سوار که می شد بالا را نگاه کرد. خنديد و بوسه فرستاد. خنديدم و بوسه فرستادم.

...

کولر را روشن کردم رفتم توی اتاق. يک سانتيمتر لای پنجره را باز گذاشتم که هوای کولر به اين اتاق که کولرش خاموش است هم بيايد. رفتم لای پنجره ی اتاق دخترک را هم باز کردم. بعد نشستم کنارش روی تخت. بازوی چپش که دم دست بود برای بوسيدن را بوسيدم. گوشتش خيلی خوردنی است. مثل جوجه کباب. يکی دو دقيقه همانطور لبهايم را روی پوستش نگاه داشتم و بعد رفتم اتاق خودمان. روی تخت دراز شدم که يک چرت ديگر هم بزنم. توی سرم دوباره منظره ی بالا نگاه کردن رئيس را ديدم .

... 

گنجشک ها هنوز سر و صدا ميکردند. و با سر و صدايشان دوباره بيدار شدم. سر چرخاندم ببينم ساعت چند است که از شدت درد نتوانستم سرم را به اندازه ی لازم بچرخانم. انگار بد جور خوابم برده بود و همين نيم ساعت کافی بود که ستون مهره ام جايی بين دو کتف يک سری از استخوان ها جا به جا شوند. با بد بختی بلند شدم و تمام تنه ام را چرخانم سمت ساعت. هفت بود.

 

۲-

از اينجا به بعدش با درد و رنج فراوان همره است پس نمی نويسم و خلاصه ميکنم

...

ميشد هم خيلی خلاصه از اولش تا اينجا را بگويم:

 

صبح رئيس رفت يک سفر يکروزه.  پشتم درد ميکند. با دخترک رفتيم استخر ثبت نامش کرديم و آمديم شرکت. با وجوديکه يک ديکلوفناک و يک کدئين خورده ام هنوز نمی توانم به چپ و راست بچرخم. ! و چه بهتر که آدم نتواند به چپ و راست بچرخد که صرات مستقيم از همه ی راه ها مطمئن تر است.! چرند نگو قاسم! ...

برای دانستن قدر روز های عادی خوب است روز هايی که درد داريم را خوب به ياد بسپاريم.

ديروز هم يک مقدار غر زده ام سر ِ انجام کاری که دستم است که برای اينکه تاريخ مصرفش نگذرد ميگذارم اش اينجا:


۳-

غر های روز سه شنبه سی ام خرداد:

نمی دونم این پله ها رو چه جوری باید تموم کنم. مثل پله ی آدم نیست که آخه! یه پله ی سه طرفه س. این هیچ. بایدم اکسپوز اجرا بشه. اینم هیچ. اینکه پلان  پاگردها ش هر کدوم کمانی از یک دایره س هم هیچ. این که آهن کشی ِ زیر هر پاگرد که کمان اون دایره س باید از وسط بشکنه و تبدیل بشه به دو تا یک هشتم دایره و با اختلاف ارتفاع به هم وصل بشه و  باید طول آهن ها رو تو ی اون قوس در بیاریمش منو کشته. اتصالاتی که از هر طرف نگاه میکنی می بینی به هم نمی رسن آخه من چه جوری دو تا آهنی که به هم نمی رسن رو به هم جوش بدم؟ گفتم هر کسی توی هر مسندی که از وزیر و وکیل و غیره وقتی می بینه از عهده ی مسولیتش بر نمیاد استعفا میده دیگه! بیشتراز این؟ آقا جون من بلد نیستم این کارو به انجام برسونم یک نفر رو بیارین که بلد باشه. اینو به چه زبونی باید گفت؟

 

 

....

۴-

یادم باشد توی اینترنت درباره ی مینو جوان و آلبوم هايش سرچ کنم.

 

...

 ۵-

 امروز تولد سپيده هم هست.

 

 

 

 

+ کتا ; ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۳/۳۱
comment نظرات ()