آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

 

 
گریه گریه گریه
 

بجای ابری که

نمی بارد

 

بجای کوهی که

خسته است از ایستادن

 

بجای شعری که

گفته نمی شود

 

 

+ کتا ; ۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۳/٦
comment نظرات ()