آنکس که نداندبر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی |
||
فريبا!
اين چه کامنتی بود که نوشتی؟ !
ميدونی چه حسی دارم؟ مثل بيماری که برای يه چک آپ ساده خوش و خندون رفته باشه دکتر، بعد بهش گفته باشن که سرطان داره!
نه بابا به دخترت بگو وضع من و دوستم اونقدر ها هم وخيم نيست. گاهی وقتا نوشته ها اينجوری از آب در ميان.
برای تو و دخترت هم سال خوشی آرزو می کنم.
پی نوشت: