آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

زنده و سلامت!


حس می‌کنم توی یک قایقِ شکننده وسط دریاییم.
تلاش می‌کنیم، پارو می‌زنیم،خسته می‌شویم، اما جریان آب و باد، از ما قویتر است. فقط دلمان خوش است که فعلا سوار قایقیم و هنوز زنده‌ و سلامتیم.

اگرم کشمکش موج سوی ساحل راهی میداد...

+ کتا ; ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱۸
comment نظرات ()